مدح و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
نوری از خود در شبی شورآفرین آفـریـد از نــور خـود نــورآفـریـن در وجـود ذرّههـا شــوری فـکــنـد بر زمـیـن و آسـمـان نـوری فـكـند نـور را بر تیـرهگیها چـیـره کرد آسمان را مـات كرد و خـیـره كرد قـدسیان دیـدنـد نـوری منجـلیست آسمانها غرقِ در نوری جلیست سـجــده آوردنــد بـر نــور مـبـیــن روی آوردنــد بــر عــرش بــریـن یک صـدا گـفـتـنـد بـا نـورآفـریـن: آفـرین بـر خـلـقـت نـوری چـنـیـن سید و آقـای ما! این نـور چـیست؟ آفـریـنـش روشن از انـوارِ كیست؟ وحـی آمــد ســوی آنــان از خـــدا كای هـمـه مـبـهـوت این نـور هُـدا آفـریـدم نــوری از قـدر و شــرف تاكه در دلهـا فـتـد شـور و هـدف در زمین و آسـمان شـور من است این تـجـلـی، جـلـوۀ نـور من است ای ملائک! "نور" نوری اعظم است در حـریم حُـرمت من مَحـرم است در دل هر ذرّهای گر هـمهـمهست آفـریـنـش غـرق نـور فـاطـمـهست فاطمه یعـنی: تجـلی بخـش عـرش نور او یعنی: عمود عرش و فرش فـاطـمـه یـعـنی: صـراط مـسـتـقـیم فــاطــمــه بــانـوی جـنـّات نـعــیـم فـــاطـــمــه آئــیــنــۀ تـــقــوا بــود فــاطــمــه انــســیــة الـحـورا بــود فاطمه نورست و مهر عصمت است مـادر خـورشـیـدهـای خـلقت است از هـمـیـن آئـیـنـۀ غـیـب و شهـود یــازده خـورشـیـد مـیآیــد وجــود هریكی خورشید او نوری جلیست كز تـجـلایـش جهـانی منـجـلیست هـر یـكی شـمـس ولایت مـیشـود مــشــعــل راه هــدایـت مــیشــود در شـب مـیـلاد او، با هـای و هـو ای «وفایی!» بر بَنی الـزّهرا بگو: گركه در شعرم فروغی ظاهرست ایـن روایـت از امــام بــاقــرســت |